به بهونه ولنتاین...
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

امروز ولنتاین ست... همه در تکاپو خرید کادو در مقابل گرفتن کادو (بیاین بریم واسه خودمون کادو بخریم)

  • امروز یه بهوونه ست واسه ولخرجی! با دل وجون...نه بخاطر اینکه روز عشق و از این چرندیات...چون مطمئنی پولت تا شب نقد میشه و در قبال کادو کادو میگیری ( چه حالی میده طرف واست کادو نخرهخنده
  • امروز یه بهوونه ست واسه قرمز کردن ویترین مغازه ها! واسه جار زدن اینکه :" همه عاشق همن"...بهتر بگم واسه تظاهر به اینکه شهر غرق عشق
  • امروز یه بهوونه ست واسه اینکه بگی متمدنی (تمدن غرب البته)...
  • امروز یه بهوونه ست واسه شاد کردن جیب کافی شاپ ها و گل فروشی ها:))
  • امروز یه بهوونه ست واسه اینکه تو چشم کسی که دوسش داری خیره بشی و بگی دوسش داری...
  • امروز یه بهوونه ست که تو آیینه به خودت نگاه کنی و ببینی سال قبل به امید دیدن کی از خونه رفتی بیرون...توچشم کی نگاه کردی و گفتی دوسش داری...سال قبلش چی؟ دوسال قبلش؟ می تونی چند لحظه به احترام لبخندها ونگاه هایی قدیمی سکوت کنی به خودت بخندی...طعم شیرین گذشته رو بچشیبغل...بعدش کمی فکر کنی که چرا؟چرا هر سال این آدمو میبینی؟یا چرا امسال اونی رو نمیبینی که سال قبل دیدی؟....حالا وقت رفتنه!یکی جایی منتظرته...یا تو دنیای حقیقی یا توی دنیای مجازی...
  • امروز یه بهوونه ست واسه اینکه سری به وبلاگ بزنم و یه فاتحه واسه متنهایی بخونم که رفتن و قالبی که رفت و...
پ.ن:منتظر خلاصه ای از فیلمی که دیشب اکران شده باشد به اسم:
نیشخندMashhad I Love You

 
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دریا با این همه آب

رودخانه با این همه آب

تنگ بلور حتا با این همه آب

رخصت نمی دهد این همه آب

تا بنگریم که ماهی ها چگونه می گریند


 
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

نبودنت را به بودن های گاه گاهت ترجیح می دهم

  محض غنیمت لحظه های باقیمانده

     چند صباحی دیگر می مانم


 
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

Take my hands

Only you can stop me shaking

I'm yours now

From this moment on

 


 
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

نترس از هجوم حضورم

چیزی جز تنهایی با من نیست...


 
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

من را همچون تک تک آدم های دور و بر خودت
نگاه کن
همه ی دل نگرانی هایم
مثل تمامی زن هایی است
که تو می شناسی
شاید کمتر . شاید بیشتر !
دل نگرانی هایی که
گاهی مرا تا سر حد بی خود شدن می برد
و گاهی هم باز نمی گرداند
از نبودنت می ترسم
از بودنت دلهره دارم
و باز هم می مانم میان بودن و نبودن تو

از شهرزاد مشیری


 
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

در لجن زار دنیا...دلم باز هم می تپد...
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گاهی دلم

می گیرد...می گرید...می شکند...می سوزد...ذره ذره آب می شود...زیر حرف های سخت لگدمال می شود...سرد می شود...در دستان یخ انسانها گم می شود...

اما

باز هم صبوری می کند و می تپد!


 
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

هیچ وقت از ابرها تشکر کردی؟


انتقام
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بزرگترین انتقامی که از تو می توانم بگیرم خوشبختی ام است

و بزرگترین انتقامی که از خودم می توانم بگیرم بدبختی ام است

...نمی دانم بین خودم و تو کدام را انتخاب کنم......


← صفحه بعد